تبليغاتX
منتظر خورشید- حسين درگي
ساده انگاري است كه فكر كنيم حق دوست داشتني است و يا باطل سخت و غير قابل قبول است  . در واقع همواره عدل و حق است كه دشمنان زيادي دارد .دشمنان عدل و حق قدرتمندانندو دارا ها و افرادي كه حقي از مردم را بر  گردن دارند و لقمه هاي اين و آن را بلعيده اند .

معمولا" توزيع حرام و جلب محبت راحت تر است تا برگرداندن حلال و كسب محبت مردمي كه حتي از حق خود خبري ندارند و نمي دانند چه بر سرشان مي رود .

زياد متعجب نيستم از اينكه افرادي به راه باطل كشيده مي شوند و پته خويش را بر آب مي دهند . آنچه كه معيار قضاوت در خصوص افراد است .حال آنها است و نه گذشته آنها .ممكن است فردي بسيار خوب  و متدين  بوده باشد  ولي به علت نداشتن ظرفيت پذيرش قدرت به فساد كشيده شود . اين هم سنت الهي است كه انسانها را ازمايش مي كند .در هر لباسي كه باشند و با هر درجه علمي .و اين عكس العمل هاي ماست كه ظرفيت وجودي ما را مشخص مي نمايد . يكي از ما ممكن است با غمزه ابروي يك خواهش نفساني متزلزل شويم درحاليكه ديگري را تمام دنيا نيز نتواند  از راه بدر  برد . مشكل اساسي ماييم و دنيا طلبي ما و همچنين صد البته  كنترل ناچيز جامعه در خصوص ما وافعالمان .

افرادي آقا زاده  هم آنقدر پر رو هستند كه به سبك پادشاهان قديم خود را به علت فضل پدرانشان صاحب فضل مي دانند .گيرم كه پدر تو بود فاضل    از فضل پدر تو را چه حاصل  

در ايران قديم نيز به همين منوال بوده است .مقامات و سمت ها ارثي و ميراثي بوده است و .....طبقه ضعيف جامعه حتي حق درس خواندن نيز نداشته  است .در حاليكه اسلام اين موانع را از بين برد  ......


+ نوشته شده توسط حسین درگی در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 23:23 |
  نمايندگان محترم مجلس هفتم براي انتخابات مجلس هشتم قانوني را تصويب نمودند كه نوعا" اجحاف بر ساير كانديدا ها بود .

بر طبق اين قانون تبليغات از طريق پوستر بر در و ديوار ممنوع بود و كانديداها تنها مي توانستند از طريق بروشور   خود را به عموم مردم معرفي نمايند و استفاده از بنر نيز  ممنوع شده بود . البته علت اين ممنوعيت جلو گيري از اسراف عنوان شد . 

البته  اين قانون تنها به نفع نمايندگان محترمي است كه تريبونهايي را در دست داشته اند و يا دارند  و مردم خواسته يا نا خواسته بايد چهره آنها را در  تلويزيون - روزنامه و .... مشاهده نمايند .در حاليكه كانديداهايي  كه كمي ناشناخته تر بودند قادر به عرض اندام و رقابت با آنها نبودند  .

از طرف ديگر كانديدا هايي كه صلاحيت آنها احراز نشده و يا رد صلاحيت شدهبودند هم مدت زيادي از وقت خود را بين آسمان و زمين معطل مي ماندند تا صلاحيتشان تاييد شود  . با اين وجود آنهايي كه خيالشان راحت بود از ماه ها قبل به مناطق مختلف  رفته و خود را تبلغ مب نمودند  و با آنها هيچ برخوردي نمي شد  .

از اين رو  احزاب و دستجات براي آنكه با انتخاب كانديداي مورد حمايت خود ريسك كمتري را متحمل شوند -كانديدايي را انتخاب مي نمودند كه  لزوما" بهترين نبود بلكه معروفترين بود .لذا به هيچ وجه نمي توان ادعا نمود كه نمايندگان منتخب مجلس بهترين گزينه ها براي راهيابي به مجلس بوده اند .

با توجه به شرايط و موقعيت هاي  موجود نمي توان به راهيابي كانديدا هاي ناشناخته  اميد وار بود و متاسفانه در شرايط كنوني افرادي مي توانند در انتخابات برنده شوند كه علاوه بر پشتوانه حزبي و گروهي بتوانند مال و دارايي فراواني را در راه انتخابات هزينه نمايند. و مسلم است كه انسانهاي مومن و توانا كه كه با كار و زحمت دارايي و مال اندكي بدست مي آورند نخواهند توانست با اين سيل عظيم هزينه ها و تبليغات- خود را تبليغ نمايند.


+ نوشته شده توسط حسین درگی در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 9:56 |
باز هم بازيچه اين و آن شد. اخه پسر خوب -انطرف ابي ها كه براي تو دست مي زنند و هورا مي كشند . اصلا" مي تونند كه به خاطر اون آرمانهايي كه در ذهن تو فرو مي كنند از حداقل لذت هايشان ( آن بطري زهر ماري و آن معشوقه زيبا و .....) براي يك بار هم شده دست بردارند .

آن آقاياني كه قبلا" سري در سر ها داشته اندو الان هم هر چند موقع از چرت سنگينشان بلند شده و شعاري محتاطانه مي دهند آياموقع خطر به سراغ شما مي آيند بپرسند كه كجا بوديد و چه كرديد  ؟

اخه تا كي بايد بازيچه هوا و هوس هاي اين و آن باشيم ؟

اصلا" فرض را بر اين بگذاريم كه در يك نقطه صفر قرار گرفته ايم . آيا كف و هوراي آمريكا و انگليس  براي اين حركت ها نمي تواند نشانه اي از اشتباه بودن راه باشد ؟ مگر از دشمني و استعمار آمريكايي و انگليسي ها چيزي را به ياد نمي آوريم ؟ مگر آن زمان را ياد نمي اوريم كه يك آمريكايي در كشور ما حق توحش مي گرفت و هر غلطي مي خواست مي كرد و همچنين يك انگليسي ؟ مگر وضعيت كشور هاي مجاور خود را نمي بينيم ؟ چرا سرمان را بر ديوار فشار مي دهيم ؟مگر همين اسلحه هاي شرق و غرب نبود كه سر هاي شهدايمان را از تن جدا مي كرد ؟

چرا اجازه مي دهيم آنها از احساسات پاكمان سوء استفاده  كنند و مار ا بازيچه دست خود قرار  دهند ؟

چرا اجازه مي دهيم عده اي از خدا بي خبر از احساسات مذهبي و از رنگ سبزمان  سوء استفاده كنند . آيا آويزان كردن سبز ها  بر دم  و گردن سگ ها  ما را نشانه اي نبود .

واقعا" متاسفم و متعجب.

.........

+ نوشته شده توسط حسین درگی در سه شنبه هفدهم آذر 1388 و ساعت 22:17 |
با عرض معذرت .

عده اي از سياسيون مردم را جاده صاف كن مي دانند و اين گونه تعبير مي كنند كه جاده اي كه صاف شد و ماشين هاي راه سازي و آسفالت ريزي كار خود را انجام دادند .ديگر نيازي به اين ماشينهاي كند و سنگين وجود ندارد و بايد ماشينهاي سريع و سواري را به كار گرفت . اينان مردم را با بلدوزر و غلطك و ....اشتباه گرفته اند .

عده اي ديگر از سياسيون مردم را همچون سربازان در بازي شطرنج مي دانند كه در موقع لزوم از آنها دفاع به عمل آيد  تا كيش نشوند  و وقتي كه لازم شد عده اي را كيش بدهند و اگر حفظ جان و بقاي شخصي لازم بود مهره هاي بيچاره را فدا نمايند  تا خود باقي بمانند . اين عده هم مردم را با مهره هاي شطرنج اشتباه گرفته اند .

عده اي ديگر- مردم را همچون نردبان ترقي خود مي دانند و حاضرند كه حتي از روي اجساد آنها بالا بروند و اينگونه قياس مي كنند كه وقتي كه ميمون مادر و فرزندش را در قفسي تا حد مرگ حرارت دادند ميمون مادر فرزند خود را در زير پا گرفت تا خود زنده بماند . اينان خود ميمونند و مردم را نيز .......... اشتباه گرفته اند.

.....

تنها عده اي اندك از سياسيونند كه دين و سياست را يكي مي دانند و عين هم . اينان در مخمصه جهل و ناداني عده اي از مردم -كه ناشي از فريب دسته هاي ديگر سياسيون  است- گرفتار آمده اند و

اين كه ما مردم چه هستيم .به خودمان مربوط است كه گول برخي سياسي بازي هاي اين و آن را نخوريم و راه خود را در مسير امامت و ولايت  بدور از هر گونه انحراف  ادامه دهيم . اين راه مستقيم است . همان كه هر روز در نمازهاي خود از خدايمان مي خواهيم . اگر ما مردم در امر دين و ايمانمان بيشتر از دنيايمان همت نشان مي داديم و در صحنه انقلاب بوديم ديگر شاهد نبوديم كه افرادي با تزوير و فريب كار دين و دنيايمان را به دست بگيرند و اين است معناي اين روايت كه "اگر امر به معروف و نهي از منكر نكنند .بدترين شان بر آنها مسلط خواهد گرديد " .

والسلام

+ نوشته شده توسط حسین درگی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 14:18 |
ميلاد امام علي النقي (ع) و عيد سعيد غدير  مبارك باد . اميد وارم توجه ائمه اطهار (ع) قسمت همه دوستان شود . ان شاءالله

اين كه نوشتم واقعيتي است غير قابل انكار . چه بسيار از علما و انسانهاي وارسته كه با يك توسل و توجه  -به كمالات رسيدند و راه زندگي خود را عوض نمودند و از جمله ابدال شدند . در عالم مجازي توانسته ايم فاصله ها را كم و كمتر نماييم ولي از خدا دور افتاده ايم . ائمه اطهار راز كم شدن فاصله ما و خدا هستند . قبول نداريد؟ امتحان كنيد. دل خود را شبي بشكنيم و خالصانه  در درگاه خدا بنشينيم  و ائمه اطهار را واسطه قرار دهيم. حتما" نتيجه مي گيريم .

+ نوشته شده توسط حسین درگی در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 15:35 |

More sanctions will lead to more strength   . The united states of America knows better that nothing is more  important than its deep economic problems . it knows better than us that with such cowboys games  it should give its  place to other countries like china and India .what  have been going to USA in  Afghanistan or Iraq should be a good experience for them  but unfortunately  money does not let them to think and they pay more than what they earn

It seems ,they will escape from middle east as soon as possible meanwhile  we, Iranian people ,stay and defend  and god will help us  against the pressures

+ نوشته شده توسط حسین درگی در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 21:32 |
جوانك هنوز سربازي نرفته است و با اين وجود نامزد نموده است . از زماني كه نامزد كرده است تصميم گرفته زندگي كند و پولهايش را جمع كند و 4 ميليون وام را بگيرد و بگذارد در بانك مسكن  تا وام خانه بگيرد . او تصميم گرفته در حين سربازي كارخود را ادامه دهد .

ديروز به سراغ صاحبكار خود رفت و از او خواهش نمود حقوقش را به موقع بدهد . و هر 3 -4 ماه حقوق ندهد .و سرماه او را نا اميد به خانه نفرستد. صاحبكار او اينگونه جوابشرا داد : اگر اين گونه بخواهي - ديگر نمي توانيم با هم كار كنيم . به او گفتم نگران نباش اگر بيكار شدي از خود وامت بردار و قسط هايت را بده كه ناگهان جرقه اي در ذهنم زده شد . خوشحال بودم كه او 3 سال سابقه بيمه دارد و مي تواند كه از بيمه بيكاري استفاده نمايد و به او پيشنهاد دادم كه ناگهان يادم آمد كه او پايان خدمت ندارد و غير از آن به دليل زير ديپلم بودن بايد دوره فني حرفه اي بگذراند و غير از آن بايد در اداره كار حاضر- غايب شود و ......

به او گفتم كه ان شاء الله كه بعد از آموزش به علت متاهل بودن به   شهر خودت فرستاده مي شوي و شايد كار نيمه وقتي پيدا كني كه ناگهان بسياري از دوستانم را به ياد آوردم كه با وجود نامزد داشتن هزاران كيلو متر دور تر از محل زندگي خود  خدمت نمودند .(خدا كند كه بعد از 7 سال از خدمت من -وضعيت بهتر شده باشد. )

مگر نه اين است كه جوان در هنگام جواني همچون گلوله اي آتشين است كه بايد مهار شود و قسمت اصلي مهار آن بوسيله ازدواج كردن انجام مي شود . از همين روست كه اين همه روايت در خصوص تكميل دين انسان بعد از ازدواج وجود دارد .ايكاش وضعيت اين جوانهايي كه مشكلات و پيچيدگي هاي ازدواج را براي پاك ماندن به جان مي خرند و در اين امر مهم به خدا لبيك  مي گويند  تغيير نمايد و مسائلشان قابل پيگيري باشد . 

در اين مواقع چه مي شود گفت جز ان شاءالله . خدا كه سهم خودش را مي آورد ولي اين قوانين و برنامه ريزي هاي ماست كه سهم خود را نمي آورد . مطمئنم و ايمان دارم  كه با همه قصوري كه جامعه در اداي وظيفه خود به اين گونه  جوانان مي كند خدا راه هاي خود را براي آنها باز خواهد كرد ولي صحبت من در خصوص جواناني است كه مي خواهند محتاطانه تر عمل كنندو از مشكلات ازدواج  هراس دارند .تنها تبليغ ازدواج  در رسانه ها با وجود اين همه مشكلات آن هم توسط افرادي كه خود جواني خود را فراموش كرده اند چيزي را عوض نمي كند .......
+ نوشته شده توسط حسین درگی در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 18:52 |
عرفات را  در جعبه جادويي (تلويزيون )  ديدم و خانه خدا را كه رداي جديد مي پوشيد ! به دل رجوع كردم .

آيا دلم هم خانه خداست ؟ در دلم شوري افتاد .افسوسي يا آرزويي كه شايد مرا به سوي خانه  خدا روانه كند . در گوشه چشمانم قطره اشكي ظاهر شد و غبطه خوردم . يكي را ديدم كه به سوي دوربين دست تكان مي داد . ديگري هنوز حج خود را به پايان نبره در انديشه خريد متاع دنيوي بود . آن يكي كه از حج آمده بود نه تنها انسان نشده بود بلكه بلايي شده و به جان مردم افتاده بود و علاوه بر جهالت خويش به مرض تكبر و عجب نيز دچار شده بود .

آرزو كردم كه مجالي يابم كه بروم و آنچه به دست مي اورم را  در دلم جاي دهم نه در ساكم و چمدانم .آرزو كردم لحظه اي در آن عرصه باشم  و فارغ از بازيهاي دنيا به او بيانديشم و او را دوست بدارم .خدايا  تو را دوست دارم به خاطر همه آنچه به من داده اي و از من گرفته اي ..... مجالي نيست ....

پيشاپيش- ايام مبارك عرفه و عيد سعيد قربان را بر همگي دوستان تبريك مي گويم .

+ نوشته شده توسط حسین درگی در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت 9:1 |
1- امروز بالاخره بعد از 8 روز   و بعد از انجام تست  اکو  - ورزش و در نهایت آنژیوگرافی پدرم را ترخیص کردیم .جا دارد که از زحمات کادر زحمت کش بیمارستان بوعلی و به خصوص آقای دکتر فتوحی  تشکر نمایم .

جالب آن است که مبلغ صورتحساب  هزینه ها یک میلیون هفتصد هزار تومان شده بود که  سهمی که توسط ما پرداخت گردید  صد هزار تومان بود . باز هم خدا را شکر که هنوز همه بیمارستانها- خصوصی یا غیر انتفاعی نشده است .....

2- ضمنا" شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد و از همه دوستان که مرا مورد تفقد قرار دادند ممنونم .

vielen dank fuer ihre muehe

+ نوشته شده توسط حسین درگی در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 16:13 |
امروز از پله هاي بيمارستان  پايين مي آمدم كه فرياد هاي جيغ  افرادي از پايين شنيده  شد . زني حدودا" 50 ساله  از خود بي خود شده بود و مو هاي خود را مي كشيد و فرياد مي كرد و جيغ مي زد صحنه دلخراشي بود .حتي  چند جواني كه او را گرفته بودند نيز نمي توانستند او را ازحالي كه داشت نجات دهند . خود را به زمين مي كوبيد .سر و رو ي خوني اين زن و فرياد هاي همراهان او و شيشه شكسته در اورژانس روايت گر يك مساله بود .فرزند دلبند اين خانم و تازه  عروسش بر اثر گاز گرفتگي دار فاني را وداع گفته بودند . خدا بيامرزدشان .

چقدر سخت است فرزندت را با هزار آرزو بزرگ كني و او را رخت دامادي بپوشاني و اينگونه از تو به ديار باقي بشتابد . شايد اين هم تلنگري به من بود كه چه خبرت است .از چه گله مي كني . ببين و عبرت بگير . هنوز اميدي هست . شايد اين سخن زيبا باشد كه: در اين موضوع مي انديشيدم كه كفش ندارم كه ناگه به كسي رسيدم كه پا نداشت !

+ نوشته شده توسط حسین درگی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 22:8 |
تازه از راه رسيده ام . پدرم سكته نسبتا" شديدي كرده است سكته قلبي ( انفاركتوس )  . الان هم تو سي سي يو است . خيلي درب و داغون هستم . دلم واسه پدرم مي سوزه . يك عمر كارگر كارخانه و الان هم كه باز نشسته شده براي بدست آوردن يك لقمه نان حلال روي زمين هاي كشاورزي كار مي كنه.

ظهر به من زنگ زدند  كه پدر حالش به هم خورده و با همان حال از سر كار به خونه اومده . نمي دانم چطور دلم هري ريخت .چون كه شنيده بودم يكي از نشانه هاي سكته حال به هم خوردگي است . رساندمش درمانگاه و نوار قلب نشان داد كه سكته شديدي داشته . تا الان خدا بهش رحم كرده ولي دكتر مي گفت تا 24 ساعت خيلي خطرناكه و بعد از آن خطر كمتر مي شه . واسه اش دعا كنيد . دعاي همه را ملتمس هستم .

مرگ كه حقه . اصلا" شكي در حق بودنش ندارم و راضي ام به رضاي خدا ولي انچه كه باعث مي شه دلم به درد بياد اينه كه من حق  پسر گري را تا الان براي پدرم ادا نكرده ام . تا الان نتوانسته ام يك باري را از دوشش بردارم و خوشحالش كنم . تا الان نتوانسته ام  او را به تفريح ببرم .نه اينكه نخواسته باشم .نه ! نتوانسته ام .  ....قربان خدا برم مي خواهد مرا از اين خير كثير مرحوم كنه ..خدا يا يك مهلتي ديگه به من بده ......آمين
+ نوشته شده توسط حسین درگی در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 21:48 |
آقاي خدابخشي مطلبي را لينك كرده اندكه به نظر مي رسد  بهره هوشي جوامع به صورت مغرضانه نشان داده  شده است .نمونه هاي سوال برانگيز  اين نمودار عبارتند از:

1- بهره هوشي چيني ها از ساير اقوام پايينتر است و اين را در كم ذهني و قدرت پايين نو آوري آنها مي توان مشاهده نمود . چيني ها كپي كار مي باشند .

در خصوص كشور هاي گرسنه دنيا نيز چه انتظاري دارند . كمبود غذايي ناخود آگاه كم هوشي را  به آنان مي دهد.

2- هوش ابعاد مختلفي دارد .هوش رياضي -هوش هنري و الي آخر اين نمودار بيشتر از آنكه نمودار هوشي را نشان دهد نمودار توسعه يافتگي است . به عنوان مثال :

فرض مي كنيم دو نفر با هوش و استعداد يكسان در دو خانواده متفاوت متولد شده باشند . خانواده اي كه وسايل سمعي و بصري و روابط اجتماعي بيشتري دارد مسلما" فرزندي با معلو مات بيشتري به جامعه خواهد داد ولي اين دليل بر آن نيست كه هوش اين دو متفاوت است . هوش يك امر ذاتي و روحي است .....

3- جهت تقويت هوش و جلوگيري از كم شدن  آن رعايت مسائل بهداشتي روح بسيار موثر است . مطالعه مناسب .رعايت پاكي و سلامت غذا هاي روحي مانند صحنه هاي ديداري و شنيداري و ....

4- تست به عمل آمده در چه زماني و مكاني و توسط چه گروهي از افراد انجام شده . نمونه آماري آيا با نمونه آماري هاي ديگر يكي بوده است ؟ آيا سن افراد لحاظ شده است .آيا افراد را با زبان مادري مورد تست قرار داده اند يا زبان انگليسي . ......

5- از نظر اينجانب اين نمودار ارائه شده تنها براي خورد كردن و ضعيف نشان دادن جوامعي مثل ماست .والا چه كسي مي تواند نقش ايرانيها (از هر قوم و نژادي) را در توسعه جهان ناديده بيانگارد .هنگامي كه ژرمن ها و انگل ها و ژت ها گوشت همديگر را مي خوردند مانصف جهان را اداره مي كرديم .آيا اين به خاطر هوش ذاتي ما نبوده است ؟

6-براي انجام يك چنين مطالعه اي بايد نمونه هاي آماري با سن- تحصيلات و  شرايط روحي و غذاي يكسان و ....  و به تعداد زياد را بر اساس تست هاي استاندارد   مورد ارزيابي قرار داد .

لذا جناب  آقاي خدابخش!  جهان از هوش ايراني ها متحير مانده است  و هميشه به آنچه كه آنطرفي ها ثبت مي كنند نبايد اعتماد كرد چرا كه آنان از اعتماد به نفس ما مي ترسند .

+ نوشته شده توسط حسین درگی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 21:0 |
به عنوان كسي كه چند سالي در اين صنعت مريض كار كرده است اعتقاد دارم كه  مديري مي تواند مديريت كند كه مدير يك دقيقه اي باشد و كارهاي خود را به نيروهاي خود بسپارد و به آنها اعتماد كند .

ولي  در انجام اين مهم يك شرط اساسي وجود دارد و  آن اين است كه نيروهاي زير دست يك مدير يا در مجموعه كاري متعامل با او - در كار مجموعه-  كارشكني نكنند .

به عنوان مثال مدير كارخانه لازم نيست مدير مالي را در زير مجموعه خود داشته باشد ولي مدير مالي اگر با مدير كارخانه تعامل صحيحي نداشته باشد كل سيستم كاري كارخانه به هم مي ريزد (به عنوان مثال نمونه كارشكني  ها مي تواند  عدم اجراي صحيح نظام پاداش و تنبيه مالي - دادن پول دستي به نيروهاي آشناي خود بدون هماهنگي با مدير كارخانه و .... باشد . )

حال اين مشكل مترو  نيز به همين گونه است . اتفاقا"كوچك شدن  مجموعه دولت و شاخه هاي آن يكي از برنامه هاي اصلي لازم الاجرا در سياست هاي نظام مي باشد  ولي اگر تصدي اين امور به فرد يا افرادي خاص باعث به وجود آمدن كارتل هاي قدرت و  سوء استفاده از مردم  و نارضايتي  آنها شود چاره اي جز  جراحي اين بخشها نيست .چه مترو باشد يا كارخانه اي در بخش خصوصي و .....

سلام علي من اتبع الهدي 

+ نوشته شده توسط حسین درگی در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 21:21 |
اولين بار كه او را ديدم جواني 17 ساله به نظر مي رسيد.پيش خود انديشيدم اين آلمانيها هم ما را مسخره كرده اند يك بچه را براي نصب دستگاه فرستاده اند .

لوييس آنطور كه مي گفت يك آلماني اسپانيايي تبار بود كه در آلمان بزرگ شده بود . وقتي كه با يكديگر صميمي شديم از او در خصوص سنش پرسيدم .گفت 34 سال .

خداي من او در آن موقع 5 سال از من بزرگتر بود . راز جوان بودن او غير از سابقه بدنسازي و ورزشكار بودن او - اين جمله او بود . آسان بگير . زندگي خيلي كوتاه است .

خوان لوييس لونا يك كاتوليك نه چندان متعصب بود به گفته خود او مادر زنش پيش او زندگي مي كرد و در آن موقع يك بي ام و 2002  داشت .

او بسيار خانواده دوست بود . از او پرسيدم لوييس در كشور شما روابط آزادانه است .نظر شما در اين خصوص چيست ؟ گفت من همانطور كه نمي خواهم همسرم با ديگري ارتباط داشته باشد من هم با اين و آن ارتباط بر قرار نمي كنم . از او در خصوص مصرف مواد و دخانيات و الكل  پرسيدم .به راحتي جواب داد . وقتي براي نصب دستگاه به اين طرف و آن طرف مي رويم مي بينم كه دوستانم با مصرف اين گونه مواد كارهايي را انچام مي دهند كه در حالت معمول انجام نمي دهند . من هم لذا مصرف نمي كنم . برايم جالب بود وقتي كه مي گفت يكي از عوامل طلاق در آلمان مصرف مشروبات الكلي است كه مردان را بد اخلاق كرده و منجر به تعدي و كتك زدن  زنان مي شود . لوييز حتي در نشان دادن عكس هاي خانوادگي خود  نيز مراقبت مي نمود . لويي ده روزي مهمان ما بود و در نهايت بعد از پايان كار از ايران رفت. 

او يك مسيحي بود و از او در خصوص خيلي از مسائل نمي شد بيشتر انتظار داشت .براي من بسيار جالب بود كه خيلي از مسائل را به صورت عقلي پذيرفته بود و به آنها عمل مي كرد .

مي ترسم وقتي كه امام زمان بيايد من مسلمان  و مسلمان زاده نتوانم حقانيت او و اسلام  را درك كنم و آن مسيحي با عقلگرايي خود به او بپيوندد . 

در آن موقع واي به حال من مسلمان زاده

to : juan luis

+ نوشته شده توسط حسین درگی در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 21:45 |
مدتي پيش شاهد وضعيت نابسامان مترو در شهر تهران بوديم .ظاهرا" افرادي درصدد بودند كه به رييس جمهور  از اين طريق "كيش "بدهند.حال بايد ديد كه آيا گفته هاي رياست جمهوري در شب گذشته مبني بر دولتي نمودن متروي تهران عملي خواهد شد ؟كه به نوعي مي توان آن را "مات "نمودن طرف هاي مقابل ناميد .

مسلما"  در  خصوص اين موضوع نيز مخالفتهايي -روي خواهد داد و مخالفان آن را بر خلاف اصل 44 قانون اساسي خواهند ناميد .

ايكاش  از همين روش نيز در خصوص شركت هاي بحراني خصوصي استفاده شود تا بعد از  عادي سازي وضعيت آنها  و تثبيت مديريت - مجددا" به  افراد با لياقت تر فروخته شود .

+ نوشته شده توسط حسین درگی در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 7:52 |